سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خشونت

 

 




نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - سه شنبه 95/9/24 توسط fatemeh ghodrati

نشاط دل ها

بدان، ای جان برادر که بزرگان، ماه رمضان را به بهار تشبیه نموده اند که چون بهار آید، ابر در هوا بایستد، باران فرو بارد و نبات ها برویاند و گل ها بشکفاند و صحراها بساط بگستراند؛ کوه ها راحله رنگین در سر کشد، درختان را عقد مروارید بر بندد؛ همچنین چون ماه رمضان درآید، مسجدها منوّر گردد، دل ها به نشاط آید، قندیل ها فروزانند، منبرها بیارایند، جماعت ها به انبوه شود، مجلس ها ساخته گردد، خائفان در هرب آیند، راجیان در طلب آیند، عارفان در طرب آیند، مشتاقان در تعب آیند، اصیان به راه آیند، گریختگان به درگاه آیند، جوانان از دیده اشک بارند و پیران موی سفید در خاک مالند.

خلعت توبه

خواجه عالم [حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله] خبر می دهد که خداوندِ منّان در هر روزی از ماه رمضان هزار هزار عاصی را از آتش دوزخ آزاد گرداند و چون شب جمعه و روز جمعه شود، در هر ساعتی چندان آزاد کند که در هر روزی آزاد گردانیده باشد؛ [پس] ای عاصی! این ماه را غنیمت شمار و مثل زمان های دیگر نینگار، چه آنکه آن بحری است که هر که آلوده به نجاستِ معصیت باشد، چون به وی درآید، پاک و پاکیزه گردد و این ماه سلطانی است که هر که در سایه چترِ او آید، از همه عالم بر سر آید و هر که در این ماه خلعتِ توبه نیافت، در کدام ماه خواهد یافت و هر که را در این ماه عنوان آزادی ندادند، در کدام ماه خواهند داد و هر که را در این ماه نیامرزند، در کدام ماه خواهند آمرزید؟

در باب فضائل ماه مبارک

ای عزیز! بدان که ماه رمضان را دو حرمت است: یکی حرمت رمضان و دیگری حرمت قرآن که: «شهر رمضان الّذی أنزل فیه القرآن»؛ و او را در دو عصمت است: یکی عصمت از شیطان و دیگری عصمت از نیران؛ و او را دو نعمت است: «فتح الجنان و روح الجنان»، درهای بهشت را بگشایند و دل ها را راحت دهند و او را دو برکت است: یکی نور و دیگری برکت سحور، و او را دو هدیه است: یکی آنکه خواب را به عبادت حساب کنند و دیگری آنکه خاموشی را به تسبیح برگیرند و او را دو فرحت است: یکی در نزد افطار و دیگری در نزد ملک جبار که: «اِنَّ لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ فَرْحَه عِنْدَ الْفِطار و فَرْحَه عِنْدَ لِقاءِ الْمَلِک الْجَبّار».

درخواست از خدا

ای عزیز برادر! از گرسنگی این ماه غمگین مباش چه آنکه «فِی الصَّوْمِ جُوعٌ وَفِی الْجُوعِ رُجُوعٌ»؛ در روزه گرسنگی است و در گرسنگی رجوع به خداوند غنی است؛ چنانکه موسی علیه السلام چون گرسنه شد، روی به حضرتِ او آورد و «رَبِّ اِنّی لِما اَنْزَلْتَ اِلَی مِنْ خَیرٍ فَقِیرا»1 (قصص: 24) گفت: موسی نان خواست و عیسی خوان: «رَبَّنا اَنْزِلْ عَلَینا مائِدَه مِنَ السَّماءِ»2 (مائده: 114)؛ ولی محمد صلی الله علیه و آله غفران خواست که: «غفرانک ربّنا و الیک المصیر».

در کتاب «مصابیح القلوب» روایت نموده که حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله به خالق عالم عرض کرد که خدایا! امت عیسی را مائده فرستادی، امت مرا به چه خلعت گران بها مخلّع گردانیدی؟ خطاب آمد که امت عیسی شکم پرست بودند و امت تو خداپرست، ایشان را خوان فرستادم و امت تو را رمضان. بر آن خوان سه قرص نان بود و بر خوان رمضان سه دهه است؛ دهه اولش، رحمت و دهه دوم، مغفرت و دهه سیم، آزادی از آتش دوزخ؛ بر آن خوان عسل بود و بر این خوان، حلاوت؛ بر آن خوان، ماهی بریان و بر ین خوان، دلِ بریان روزه داران.3

.....................................

1. پروردگارا! من به هر خیری که سویم بفرستی سخت نیازمندم.

 

2. پروردگارا! از آسمان خوانی بر ما فرو فرست.

 

3. خزینه الجواهر، ص 430.

 

 منبع من:http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 96/3/9 توسط fatemeh ghodrati




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 96/3/9 توسط fatemeh ghodrati

پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

مؤمن ، نرم‏خو ، مهربان و باگذشت است و داراى خوى نیک است ؛ و کافر ، درشت‏خوى و خشن است و بدخوى و متکبّر.

 

از امام صادق علیه‏السلام شنیدم : «پیامبر خدا فرمود : «رحمت خدا بر آن کس که فرزندش را بر نیکى و فرمانبرى‏اش( از والدین )یارى برساند».
گفتم : چگونه او را بر نیکى کردن و فرمان‏بردارى‏اش یارى مى‏رسانَد؟
فرمود : «کار اندک او را بپذیرد و از کارى که برایش دشوار است ، چشم بپوشد و بیش از توانش از او تکلیف نخواهد ، و با او خشونت نورزد ؛ زیرا میان او و درآمدن فرزندش به مرزى از مرزهاى کفر ، جز این نیست که آن فرزند ، وارد نافرمانى از والدین و یا قطع رَحِم شود .
پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سپس فرمود :"بهشت ، پاک و خوش است . خداوند ، آن را پاک و خوش قرار داده و بوى آن را خوش گردانیده است و از فاصله هزار سال ، بویش به مشام مى‏رسد ؛ امّا کسى که نافرمانى والدین کند ، یا قطع رَحِم نماید ، یا متکبّرانه راه برود ، بوى بهشت را استشمام نخواهد کرد"».

 

آموزش دهید و خشونت نورزید ؛ زیرا آموزگار ، (و مؤثّرتر)از کسى است که خشونت به کار مى‏برَد .

 

خشونت ، زبان نادانى است.

 

مؤمن ، زیرک و باهوش است ؛ شادى‏اش در چهره‏اش است ... با زیردستش خشونت نمى‏ورزد .

 

مؤمن ، در دینش نیرومند است ... نه درشت‏خوى است ، و نه خشن .

 

 تحف العقول : ص 304 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 283 ح 1.

منبع:http://www.hadithcity.com/hadith.aspx?ID=3674




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 95/9/28 توسط fatemeh ghodrati


، شهید احمد رضا احدی ، نفر اول کنکور رشته تجربی به سال 1364 ، آخرین وصیت خود را در چند جمله کوتاه خلاصه کرده است.احمدرضا احدی به تاریخ آبان سال 1345 در اهواز متولد شد . همزمان با آغاز جنگ تحمیلی ، به عنوان مهاجر جنگی همراه خانواده به ملایر بازگشت و در رشته ی علوم تجربی در دبیرستان دکتر شریعتی به ادامه ی تحصیل پرداخت ، تا آن که در سال 63 موفق به کسب دیپلم گردید. در سال 64 در کنکور سراسری تجربی رتبه اول را کسب کرده و در رشته ی پزشکی در دانشگاه شهید بهشتی تهران پذیرفته شد و در آن جا به ادامه ی تحصیل پرداخت.وی نخستین بار بار در سال 61 به جبهه رفت و در عملیات رمضان شرکت کرد و در همین عملیات مجروح شد .احمد رضا احدی سر انجام در شب دوازدهم بهمن ماه سال 65 به شهادت رسید و پس از پانزده روز که پیکر آن شهید میهمان آفتاب بود به شهرستان ملایر بازگردانیده شد و در آرامگاه عاشورای ملایر به خاک سپرده شد.           متن تنها وصیت نامه به جا مانده از شهید احمدرضا احدی به این شرح است:
 بسم الله الرحمن الرحیم
کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هر جا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟

به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم؟

کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟چه کسی در هویزه جنگیده؟کشته شده و در آنجا دفن شده؟

چه کسی است که معنی این جمله را درک کند: نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟چگونه سر 120 دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟

- آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن راسوراخ کرده و گذر می کند،حالا معلوم نمایید، سرکجا افتاده است؟کدام گریبان پاره می شود؟کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟و کدام کدام ………….؟

توانستید ؟؟

اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید.

هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟

چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟چگونه باید آنها را غسل داد؟

چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم؟چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟

به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟از خیال، از کتاب ، از لقب شاخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت درکیفت می گذارد؟کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس، دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟ صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن، پرستو شدن آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است؟جوانی به خاک افتاده است؟آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند؟ و آنان را زنده به گور کردند؟

هیچ می دانستی؟ حتما نه! …

هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می خورد، به دنبال آب گشته ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی

و آنگاه که قطره ای نم یافتی؟

با امیدهای فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی؟

اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!

اما تو اگر قاسم نیستی، اگر علی اکبر نیستی،

اگر جعفر و عبدالله نیستی،

لااقل حرمله مباش!

که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.

من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد….
صفایی ندارد ارسطو شدن                
   خوشا پر کشیدن، پرستو شدن




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 95/9/28 توسط fatemeh ghodrati
   1   2      >
درباره وبلاگ
bahar 20


میهن بلاگ - آریان پی سی | پنجه - سقف کاذب کناف - دکتر پوست - کاشت مو - ناباروری - لباس - سرامیک - ســـه صفر هشتاد